فیلترینگ
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:04
وبلاگ دکمه ها را فیلتر کردند،در واقع حذفش کردند، دلیلش را نمی دانم، ولی خب بسیار سلطان دکمه ها را ناراحت نمود ولکن سلطان دستش از روی دکمه کنار نمیرود، فعلاً دارد با آرامش واقعی اش گذران عمر می کند و سر فرصت دوباره وبلاگ دکمه ها را به راه خواهد انداخت...
گل در بر و ایناس ظاهراً
-
تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 14:47
خداروشکر بالاخره همه چیز آنطور که دلم میخواست پیش رفت، فضای این وبلاگ غمگین است در حالی که من در شاد ترین حالت ممکنم، ولی دیگر رغبت نمی کنم تا اینجا بنویسم، قطع به یقین بزودی نقل مکان کرده و در مکانی دلچسب حرف میزنم و حرف میزنم و حرف میزنم، فی الحال می خواهم از روال جدید زندگی ام نهایت لذت را ببرم.....
The King
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 2:30
سلطان وقتی فوتبال می بیند فقط فوتبال می بیند، حتی اگر سیل بیاید یا زلزله بیاید هم سلطان فقط فوتبال می بیند، سلطان همه ی کارهایش را به همین دقت می کند، حتی اگر سیل بیاید یا زلزله بیاید، وقتی هایی که سلطان فوتبال میبیند به پهلو می خوابد دستش را زیر سرش تکیه گاه می کند و همه ی نگاهش به صفحه ی مستطیلی ت...
نگار، علیرضا و دیگران
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 5:00
نگار در شهریار زندگی می کند، هفده سالگی ازدواج کرده و بیست سالگی شوهرش ترکش کرده دلیلش بچه دار نشدن نگار بوده، نگار زیباست، چشمان تیله ای دارد، صورت لپو دارد، پوست شفاف دارد، باهوش و زیرک و آرام است، تنها زندگی می کند، با خیاطی خرجش را میدهد، صیغه ی یک پسر جوان هم هست، نه برای اینکه خرجش را بدهد، بر...
"All about "Ilia
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 15:05
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
اختاپوسِ بی ریخت VS شیرِ بیشه
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 10:15
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
آی جماعت یه درصد دلش تنگ نیست...
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 10:15
پارسال حسامو دیدم از ماشینش پیاده شد و رفت داروخانه، قیافش عین بچگیاش بود فقط یه ته ریش به صورتش اضافه شده بود، چشماش ساده بود ولی، مهربونم بود و یه کم هم هیز هنوز، ماشینش نیم میلیارد میرزید، کی گفته دختر نباید چشمش دنبال ماشین باشه؟ خب ماشینش خفن بود دیگه، همیشه یادتون باشه یه ماشین خفن بهتر از یه
رها رها رها من...
-
تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 4:29
زندگی فقط آنجاییش که همه را تخ.مت حساب می کنی و عاشق خودت میشوی و در آیینه قربان صدقه ی خودت میروی...! زندگی فقط آنجاییش که پرواز می کنی و غذاهای خوشمزه میپزی و فقط آنجاییش که پولهایت برای خود خودت است و همه چیز برای خودت میخری و زندگی فقط همین جاییش که من در آنم که چو تخته پاره بر موج، که زندگی فق
طریقة السیاسة(۲)
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 20:31
شیخ گفت: همه ی آدم ها سیاست دارند حتی آنهایی که ادعا می کنند سیاست ندارند هم از سیاستشان است، مرید گفت : اینجوری که خیلی دنیا کثیف میشود، شیخ گفت: خب بگذار کثیف بشود دنیا این همه کثیفی دارد این هم رویش، مرید گفت: یا شیخ من دنبال شخصی بی غل و غش و ساده دل می گردم که همچون خودم دل بسپارد و زمین و زما
آتش نشانی، بله بله بله...
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 20:31
توی توئیتر فارسی یه توئیت بود که نوشته بود علاوه بر اینکه من و تو ما نشدم نصف منم از بین رفت، چقد شبیه این روزای منه که احساس می کنم یه کار بیهوده رو به مدت یک سال انجام دادم یه چیزی شبیه میخ توی سنگ کوبیدن آخرشم دماغ و چند جای دیگم میسوزه، در این روزهای عزیز برای همگیتان آرزومندم که اعضای بدنتون نس...
--
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:20
...انگار که ما زنده ایم
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 21:22
چقدر این روزها شبیه مردن است، منتهی آنهایی که قبلاً مرده اند تعریف می کنند که نکیر نامی و منکر نامی می آید ، بنده هنوز زیارتشان نکردم، ولی خب چند نمونه سوأل حل کردم تا موقع زیارتشان یک حرفی برای گفتن داشته باشم...
شاید در میان سیل غم ها
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 21:22
پُست هایم را بِلکل مخفی کردم، دلیلش را خودم هم نمی دانم، شاید دوباره انتشارش دهم، البته می دانم آنهایی که دارند می گویند به تـ.خمم و آنهایی که ندارند باز هم می گویند به تـ.خمم ولی خب من خودم را موظف می دانم که بگویم، به هر حال گاهی گفتن بهتر از نگفتن است.... خودم را در حصر خانگی کرده ام، بیرون نمی
...این نوگُل خندان که سپردی به منش
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 21:22
دخترک طلاق استانده بود، بهش گفتم: درسته که سخته ولی به راحتیاشم فکر کن، چپ چپ نگاهم کرد، گفت بحث سختی و راحتیاش نیست، بحث یه عمر خاطره و لمس شدن و لمس کردن و خیلی چیزای دیگس، چقدر حرفاش ملموس بود، گفتم حالا مثلاً لمس شدن و لمس کردن خیلی تو زندگی مشترکتون تأثیر داشت؟ گفته نه فقط همه چیزو سخت تر کرده
فی نسخ المرسومة
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 21:22
هرگاه احساس کردید زیادی عاشق یک نفر شده اید و بدون وی لحظه ای نمی توانید بیاسایید یاد بی لیاقتی ها و دروغ هایش بیفتید، یاد بهانه هایش بیفتید، یاد روزهایی که می توانست باشد ولی پشتتان را خالی کرد بیفتید، یاد حرف های کت و کلفتش بیفتید، یاد نامردی ها و بی معرفتی هایش بیفتید یاد آن وقتهایی که بی دلیل س
یه قلب دیوونه دارم، توپِ توپ...
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 21:22
شش بعد از ظهر زنگ زدم به نزدیک ترین روانپزشکی که از روی گوگل مپ پیدا کردم، گفتم یک وقت برای خواهرم می خواهم، گفت تا هفت بیاورش، گفتم بیمه قبول می کنید؟ گفت نه، گفتم ویزیتتان چقدر است؟ گفت با مشاوره صد بی مشاوره پنجاه،بلند شدم لباس پوشیدم به خودم رسیدم تا مبادا فکر کنند علاوه بر باطنم ظاهرم هم به اف
دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 21:22
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نقابهایی که داریم...
-
تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 13:26
بابا دیروز می گفت تحمل یک روز دوری من را هم ندارد با اینکه من همش توی خودم هستم ولی این توی خودم بودن و بودنم را به نبودنم ترجیح میدهد، گاهی به این فکر می کنم بجز بابا چه کسی اینگونه می تواند مرا دوست داشته باشد، که امروز بعد از مدتها متوجه شدم آن شخ
عکس پروفایل دوست،حلقه ی دام بلاست
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 10:03
باتری گوشی ام به اف رفته، با تبلت قراضه و قدیمی ام در تلگرام می چرخم، پروفایل آدم ها در تبلت بالا نمی آید، دیشب گوشی ام را با یک شارژر قوی شارژ کردم و پروفایل هایی که برایم مجهول بود و باز نمیشد باز کردم، به حدی عصبانیت در من رسوخ کرده که همه را می توانم ببلعم و بزنم و برایش قاطی کنم...
طریقة الحفاظة(۳)
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 13:23
مرید از شیخ پرسید که یا شیخ برای حفظ رابطه ی مان چه باید بکنیم، شیخ سکوت کرد و پاسخی نداد،مرید پرسید که شیخا آیا تنها من باید برای دوام و حفظ رابطه ام با او جز بزنم؟ شیخ باز هم سکوت کرد، مرید گفت یا شیخ آیا من هم باید برای خودم ارزش قائل بشوم و توقع