وبلاگ دکمه ها را فیلتر کردند،در واقع حذفش کردند، دلیلش را نمی دانم، ولی خب بسیار سلطان دکمه ها را ناراحت نمود ولکن سلطان دستش از روی دکمه کنار نمیرود، فعلاً دارد با آرامش واقعی اش گذران عمر می کند و سر فرصت دوباره وبلاگ دکمه ها را به راه خواهد انداخت...
ما را در سایت طریقة العشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 226
خداروشکر بالاخره همه چیز آنطور که دلم میخواست پیش رفت، فضای این وبلاگ غمگین است در حالی که من در شاد ترین حالت ممکنم، ولی دیگر رغبت نمی کنم تا اینجا بنویسم، قطع به یقین بزودی نقل مکان کرده و در مکانی دلچسب حرف میزنم و حرف میزنم و حرف میزنم، فی الحال می خواهم از روال جدید زندگی ام نهایت لذت را ببرم...
ما را در سایت طریقة العشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 283
سلطان وقتی فوتبال می بیند فقط فوتبال می بیند، حتی اگر سیل بیاید یا زلزله بیاید هم سلطان فقط فوتبال می بیند، سلطان همه ی کارهایش را به همین دقت می کند، حتی اگر سیل بیاید یا زلزله بیاید، وقتی هایی که سلطان فوتبال میبیند به پهلو می خوابد دستش را زیر سرش تکیه گاه می کند و همه ی نگاهش به صفحه ی مستطیلی تلویزیون و همه ی گوش هایش به اسپیکر های آن است، حتی اگر سیل بیاید یا زلزله بیاید، فرقی ندارد بازی رئا طریقة العشق...ما را در سایت طریقة العشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 285
نگار در شهریار زندگی می کند، هفده سالگی ازدواج کرده و بیست سالگی شوهرش ترکش کرده دلیلش بچه دار نشدن نگار بوده، نگار زیباست، چشمان تیله ای دارد، صورت لپو دارد، پوست شفاف دارد، باهوش و زیرک و آرام است، تنها زندگی می کند، با خیاطی خرجش را میدهد، صیغه ی یک پسر جوان هم هست، نه برای اینکه خرجش را بدهد، برای اینکه تنش شدیداً تشنه ی یک تن است، تشنه ی دلبری کردن و خواسته شدن برای یک مرد خشن و قدرتمند؛
ع طریقة العشق...ما را در سایت طریقة العشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 229